یکی نیست به ما بگه این اسباب کشی دیگه چه کاریه؟ خسته شدم خوب!هنوز هم که تموم نشده . اینترنت هم وصل نیست و هی باید بیام خونه قبلی. خوبه که ادم کلید چند تا خونه رو داشته باشه ها!خونه جدید طبقه چهارمه من هم که هی از این پله ها بالا میرم پایین میام البته برای رفع اضافه وزن کاملا مفید افتاده و برای دیسک کمر بسیار مضر! اما هر چه هست خوب است از این جای کوچیک که به لونه مرغ شباهت داشت خسته شده بودم.خونه جدید هم بزرگه هم روشن و دلباز. از همه مهمتر این که به یه تغییر اساسی
۱۳۹۱ دی ۹, شنبه
۱۳۹۱ مهر ۱۳, پنجشنبه
ژرمینال
چند روزی است
سرگرم خواندن ژرمینال امیل زولا هستم .خواندن این کتاب 555 صفحه ای یک هفته طول
کشید یک هفته ای که شب ها گاه تا نزدیک صبح به خواندن مشغول بودم . کتاب عجیبی است
. آثار زولا همه عجیبند . هیچکدام به هم شبیه نیستند و همه به نوعی شبیه همند .
پایان های تلخ، بی اعتباری کشیش و کلیسا، رنج و درد مردم به خاطر سرمایه داری و
سیاست .اما این اثر واقعا شاهکار است .کتاب را تمام کرده ام؛ اما نمی توانم یکبار
دیگر نخوانمش دوباره از اول شروع می کنم . زولا با ریز بینی ناتورالیستی اش تمام
درد و رنج کارگران معدن زغال سنگ را به تصویر
یک دسته گل برای خودم!
از دفتراسناد رسمی
که بیرون آمدم، یکراست رفتم گل فروشی و به مناسبت خرید خانه تازه برای خودم یک
دسته گل خریدم!در راه که می آمدم از جلوی مغازه لوازم خانگی گذشتم و حیفم آمد که
یک کادو هم نخرم !یک دسته گل خالی که خجالت آور است. یک گلدان خیلی قشنگ برای خودم
خریدم که هر وقت به خانه تازه رفتم، بگذارم گوشه پذیرایی. خانه بزرگ است و باید
یکجوری پر شود. وقتی رسیدم خانه کلی خجالت کشیدم آخر یادم رفته بود گلدان را
کادوکنم . همه چیز لو رفت!
۱۳۹۱ شهریور ۳۰, پنجشنبه
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک من رنگ شفق یافت ز بیمهری یار
طالع بیشفقت بین که در این کار چه کرد
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ساقیا جام میام ده که نگارنده غیب
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آن که پرنقش زد این دایره مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
پاسخ های طلایی
به دانشجویانم قول داده بودم در صورت نوشتن پاسخ های عجیب و غریب در برگه ی آزمون نوشته ها را با نام خودشان در وبلاگ بگذارم.این هم از آزمون تازه و پاسخ های طلایی دانشجویان:
الف- ابیات و عبارات زیر را به فارسی روان برگردانید:
1- من صید وحشی نیستم در بند جان خویشتن گر وی به تیرم می زند اِستاده ام نُشاب را
پاسخ درست: من مانند شکار وحشی در پی نجات جان خود نیستم اگر او مرا با تیر می زند می ایستم تا تیرهای دیگر هم بیاید.
پاسخ دانشجو:
پری دریایی
می
بینمش که سر گور من ایستاده ، نگاهش به دوردستهاست همانجا که خورشید موهای
طلایی اش را روی شانه ی دریا انداخته. برق چشمانش نشان می دهد که مرا آسان
به خاک سپرده ولی من از گور بیرون آمدم و دنبالش راه افتادم ؛ دنبال نگاهش
،آنجا که دریا موج می زد و انگار او را با خودش برد و دیگر نگذاشت سر خاکم
بیاید برای همین هم نفهمید که من از گور در رفته ام . من هی دنبالشان
رفتم . دریا موج می زد. هرموجی که می آمد مرا بیشتر پس می زد و ۱۳۹۰ اسفند ۲۸, یکشنبه
سیمین به دیدار جلال رفت!
سیمین هم رفت!
نویسندۀ : سووشون ، شهری چون بهشت، به کی سلام کنم؟،جزیرۀ سرگردانی، ساربان سرگردان و...
و از همه مهمتر: همسر جلال آل احمد، که پس از گذشت بیش از چهل سال از مرگ جلال، همچنان تنها
زیست و هنوز حلقۀ پیوند جلال را در دست داشت!
اولین بانوی نویسنده ایران،
جامعه ادبی را برای همیشه ترک کرد و چندان بی سر و صدا و غریبانه به خاک سپرده شد که تأسف دوست دارانش را برانگیخت. اطلاع نارسانی رسانه ها و تکاپوی همگانی برای رفع و
نویسندۀ : سووشون ، شهری چون بهشت، به کی سلام کنم؟،جزیرۀ سرگردانی، ساربان سرگردان و...
و از همه مهمتر: همسر جلال آل احمد، که پس از گذشت بیش از چهل سال از مرگ جلال، همچنان تنها
زیست و هنوز حلقۀ پیوند جلال را در دست داشت!
اولین بانوی نویسنده ایران،
جامعه ادبی را برای همیشه ترک کرد و چندان بی سر و صدا و غریبانه به خاک سپرده شد که تأسف دوست دارانش را برانگیخت. اطلاع نارسانی رسانه ها و تکاپوی همگانی برای رفع و
اشتراک در:
نظرات (Atom)